الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
13
تفسير مجمع البيان (فارسى)
--> دنبالهء پاورقى از صفحهء قبل : آن مشركين مكّه اعراض نمودند مانند ساير آياتى كه از آن اعراض ميكردند و ميگفتند سحر مستمر ، و دلالت مىكند بر آن از احاديث وارده روايات مستفيضه فراوانى كه آن را دو گروه اهل تسنّن و تشيّع نقل كرده و محدّثين آن را قبول نمودهاند . و در بحث روايى فرمايد : و قوله ( وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ) قريش از رسول خدا « ص » خواستند كه معجزهاى به آنها نشان دهد پس آن حضرت از خدا خواست ، پس ماه دو پاره شد تا مردم مكّه آن را ديدند ، سپس بهم متّصل شد ، پس گفتند هذا سحر مستمر ، اين سحر صحيح است . و در امالى شيخ به اسنادش از عبيد اللَّه فرزند على از حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از على عليه السلام روايت كرده كه فرمود : ماه در مكّه شكافته و دو پاره گرديد ، پس رسول خدا ( ص ) فرمود اشهدوا ، اشهدوا ، شهادت دهيد شهادت دهيد . علّامهء طباطبائى « ره » فرمايد : من ميگويم : شكافتن ماه براى رسول خدا ( ص ) در روايات شيعه از ائمّه اهل البيت عليهم السلام بسيار است ، و محدثين و دانشمندان تسنّن بدون توقّف قبول نمودهاند و از مفسرين و محدثين عامه سيوطى است كه در درّ المنثور از عبد الرزّاق و احمد و عبد بن حميد و مسلم و ابن جرير و ابن المنذر و ترمذى و ابن مردويه و بيهقى در دلائل از انس روايت كرده گويد : اهل مكّه از پيامبر ( ص ) معجزه و علامتى خواستند ، پس آن حضرت به اشاره اى ماه را دو پاره نمود ، پس نازل شد : « اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . . . . » و در آن ابن جرير و ابن المنذر و ابن مردويه و ابو نعيم و بيهقى و هر دو در دلائل از طريق مسروق از ابن مسعود روايت نمودهاند گويد : ماه در عصر پيامبر ( ص ) شكافته شد ، پس قريش گفتند : اين سحر پسر ابى كبشه ( يعنى عبد المطّلب ) است ، پس گفتند منتظر باشيد تا مسافرين براى شما خبر آورند زيرا كه محمد ( ص ) نميتواند كه همهء مردم را سحر كند پس